یکی از ویژگیهای فتنه سبز، نفوذ فرصتطلبان و اپورتونیستها در صفوف فتنه گران بود. چهرههایی که بخشی از آنها حتی با صراحت انتخابات دهم ریاست جمهوری را تحریم کرده بودند اما پس از انتخابات خود را سردمدار اعتراض به نتایج انتخابات دانسته و از رهبری فتنه سبز سخن گفتند.
یکی از این افراد که ادعاهای بسیاری هم دارد اکبر گنجی است که با تندرویهای همیشگی خود توانسته است به ظاهر شهرتی به پا کند و این روزها با هجمه علیه نظام اسلامی در آمریکا روزگار بگذراند. گنجی از جمله کسانی بود که با تحریم انتخابات تلاش کرد تا از مشروعیت نظام اسلامی بکاهد، اما آنگاه که با حماسه 40 میلیونی ملت مواجه شد، به صف فتنهگران پیوست تا کام ملت را پس از حماسه 22 خرداد تلخ کند.
سخنرانی در پارلمان اروپا و پارلمان انگلیس، نامه به کمیساریای عالی حقوق بشر و دبیرکل سازمان ملل، تحصن در برابر مقر سازمان ملل، سخنرانی در محافل مختلف ضدانقلاب و نوشتن مقالات متعدد برای وبسایتهای بیمشتری اپوزیسیون علیه نظام اسلامی، از جمله خیانتهایی است که در پرونده اکبر گنجی در دوران فتنه به ثبت رسیده است.
مسافر دیروز کنفرانس برلین، امروز به عنوان میهمان کلیسای کارتویزر کلن آلمان حاضر شده و تلاش نمود تا در آخرین یاوه بافیهای خود، اندک هواداران مایوس و ناکام فتنه سبز را به آینده امیدوار سازد و نشان دهد که "فتنه سبز دود نشده و به هوا" نرفته است؟! وی در این سناریوی جدید برای توجیه وضعیت وخامت بار فتنه سبز ناچار به برخی اعترافات شده است که میتوان بدان توجه نمود.
1- وی اعلام میدارد که جنبش دموکراسیخواهی مردم ایران از مشروطه تا امروز ادامه داشته و نمیتوان آن را به جنبش سبز تقلیل داد! در واقع درست است که فتنه سبز ناکام مانده است ولی جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران که حرکتی فراتر از فتنه سبز است همچنان ادامه دارد. همین اظهارات به خوبی نشان میدهد که افراطیون این جریان نیز امروز به شکست فتنه معترفند و تنها با لفاظی و بازی با عبارات و کلمات در تلاشند تا به نحوی آبروداری کنند.
2- گنجی مدعی است هرچند استراتژی "فتح خیابانها" که یکی از ارکان جنبش های دموکراسی خواهی است با شکست مواجه شده است، اما مهمترین مسأله، درس گرفتن از شکست ها و عدم تکرار خطاهاست!؟ البته ما نیز با این تعبیر موافقیم و بر این باوریم که به واقع شکست فتنهگران میتواند درسی برای دیگران باشد که نظام جمهوری اسلامی با چنین شیوههایی با ناکامی مواجه نخواهد شد.
3- وی ادعا دارد که زمینهها و محرکهای فراوانی برای تداوم فتنه وجود دارد که باید برای سوء استفاده از آن برنامه ریزی کرد که در راس آن مشکلات اقتصادی کشور قرار دارد. وی با صراحت از اجرای "طرح هدفمند سازی یارانه ها" به عنوان فرصتی برای ایجاد ناآرامی و اغتشاش یاد میکند که به خوبی ماهیت پلید این جریان را آشکار میسازد و نشان میدهد که مدعیان اصلاح امور چگونه به اپورتونیستهایی برای ضربه زدن به نظام و ملت تبدیل گشته اند.
4- فراز پایانی سخنرانی گنجی که به شدت تلاش دارد تا آن را در قالب چارچوبی علمی ارائه دهد و آن را محصول نگاه عمیق جامعه شناسانه خود معرفی کند، کوشش برای ایجاد امید در دل حضار است. وی بر این باور است که امید را باید ساخت و در ادامه با توصیفات دروغین و ساختگی خود از وضعیت کشور بر افزایش شکاف بین مسئولین، و گریزانی نسل جوان از انقلاب اسلامی سخن میگوید، این در حالی است که هرچند باید تفاوت بین نسلها را به رسمیت شمرد اما باور نسل سوم به آرمانهای انقلاب را میتوان همچنان در حضور باشکوه آنها در عرصههایی چون انتخابات 22 خرداد، راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن، مراسم اعتکاف، اردوی راهیان نور و تلاش همه جانبه در عرصه جنبش نرم افزاری مشاهده نمود.
سخن آخر اینکه بنظر میرسد تاریخ مصرف فتنه گرانی چون اکبر گنجی که از ملت جدا گشته و به آغوش بیگانگان پناه بردهاند، به سرآمده و دیگر حامیان بیگانه آنها نیز حاضر نیستند در برابر اظهارات تکراری آنها دلاری هزینه کنند. این مساله که به تهدیدی برای تداوم حیات این افراد در خارج از کشور مبدل گردیده آنان را واداشته است که با ارائه تحلیلهایی افراطی، آخرین تلاشها برای جلب رضایت اربابان خود را نیز داشته باشند.
نوشته شده توسط :مهدی سعیدی::نظرات دیگران [ نظر]